|
سلام دوستان ... امیدواریم خوشتون بیاد حتما نظرتونو بهم بگید!!! راستی معنی وبلاگم میشه" عطر تو " دنبال معنیش نباش !!!!
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
معجزه عشق
روز ناگزیر...!!!
این روزها که می گذردهر روز ⁄ احساس می کنم که کسی در باد ⁄ فریاد می زند⁄ احساس می کنم که مرا ⁄ از عمق جاده های مه آلود ⁄ یک آشنای دور صدا می زند ⁄ آهنگ آشنای صدای او ⁄ مثل عبور نور ⁄ مثل عبور نوروز ⁄ مثل صدای آمدن روز است ⁄ آن روز ناگزیر که می آید ⁄روزی که عابران خمیده ⁄ یک لحظه وقت داشته باشند ⁄ تا سربلند باشند ⁄ و آفتاب را در آسمان ببینند ⁄ روزی که این قطار قدیمی ⁄ در بستر موازی تکرار ⁄ یک لحظه بی بهانه توقف کند ⁄ تا چشم های خسته ی خون آلود ⁄ از پشت پنجره ⁄ تصویر ابرها را در قاب ⁄ و طرح واژگونه جنگل را در آب بنگرند ⁄ آن روز ⁄ پرواز دستهای صمیمی ⁄ در جستجوی دوست ⁄ آغاز میشود ⁄ روزی که روز تازه ی پرواز⁄ روزی که نامه ها همه باز است ⁄ روزی که جای نامه و مهر و تمبر ⁄ بال کبوتری را امضا کنیم ⁄ و مثل نامه ای بفرستیم ⁄ صندوق های پستی ⁄ آن روز آشیان کبوترهاست ⁄ روزی که دست خواهش ٬کوتاه ⁄ روزی که التماس گناه است ⁄ و فطرت خدا ⁄ در زیر پای رهگذران پیاده رو⁄ بر روی روزنامه نخوابد ⁄ و خواب نان تازه نبیند ⁄ روزی که روی درها ⁄ با خط ساده ای بنویسند: ⁄ "تنها ورود گردن کج ،ممنوع !!!" ⁄ و زانوان خسته ی مغرور ⁄ جز پیش پای عشق ⁄ با خاک آشنا نشود ⁄ و قصه های واقعی امروز ⁄ خواب و خیال باشند ⁄ و مثل قصه های قدیمی ⁄ پایان خوب داشته باشند ⁄ روز وفور لبخند ⁄ لبخند بی دریغ ⁄ لبخند بی مضایقه ی چشم ها ⁄ آن روز ⁄ بی چشمداشت بودن لبخند ⁄ قانون مهربانی است ⁄ روزی که شاعران ⁄ ناچار نیستند ⁄ در حجره های تنگ قوافی ⁄ لبخند خویش را بفروشند ⁄ روزی که روی قیمت احساس مثل لباس ⁄ صحبت نمی کنند ⁄ پروانه های خشک شده ،آن روز ⁄ از لای برگهای کتاب شعر ⁄ پرواز می کنند ⁄ و خواب در دهان مسلسل ها ⁄ خمیازه می کشد ⁄ و کفش های کهنه ی سربازی ⁄ در کنج موزه های قدیمی ⁄ باتارعنکبوت گره میخورند ⁄ روزی که توپها در دست کودکان ⁄ از باد پر می شوند ⁄ روزی که سبز ،زرد نباشد ⁄ گل ها اجازه داشته باشند ⁄ هر جاکه دوست داشته باشند ⁄ بشکفند ⁄ دلها اجازه داشته باشند ⁄ هر جا که نیاز داشته باشند⁄ بشکنند⁄ آیینه حق نداشته باشد ⁄ با چشم ها دروغ بگوید ⁄ دیوار حق نداشته باشد⁄ بی پنجره بروید ⁄ آن روز ⁄ دیوار باغ و مدرسه کوتاه است ⁄ تنها ⁄ پرچینی از خیال ⁄ در دوردست حاشیه ی باغ می کشند ⁄ که می توان با سادگی از روی آن پرید ⁄ روز طلوع خورشید ⁄ ازجیب کودکان دبستانی ⁄ روزی که باغ سبز الفبا ⁄ روزی که مشق آب ،عمومی ست ⁄ دریا و افتاب ⁄ در انحصار چشم کسی نیست ⁄ روزی که آسمان ⁄ در حسرت ستاره نباشد ⁄ روزی که آرزوی چنین روزی ⁄ محتاج استعاره نباشد ⁄ ای روزهای خوب که در راهید ! ⁄ ای جاده های گمشده در مه ! ⁄ ای روزهای سخت ادامه ! ⁄ از پشت لحظه ها به در آیید! ⁄ ای روز آفتابی ! ⁄ ای مثل چشمهای خدا آبی ! ⁄ ای روز آمدن ! ⁄ ای مثل روز، آمدنت روشن ⁄ این روزها که می گذرد، هر روز ⁄ در انتظار آمدنت هستم ! ⁄ اما...! ⁄ با من بگو که آیا، من نیز ⁄ در روزگار آمدنت هستم ؟؟؟؟؟.... |+| نوشته شده توسط پریسا در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 ساعت 13:44
|
|
سلام دوستان ... امیدواریم خوشتون بیاد حتما نظرتونو بهم بگید!!! راستی معنی وبلاگم میشه" عطر تو " دنبال معنیش نباش !!!!
پست الکترونیک آرشیو مطالب جستجو
پیوندها
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
معجزه عشق
نوشته های پیشین
|